این کتاب از اون داستانهاییست که تا مدتها بعد از تموم شدنش، ذهنت رو رها نمیکنه. داستان دربارهی «ادی لارو» دختری فرانسویه در قرن ۱۸ که از ازدواج اجباری و زندگی محدودش فرار میکنه. اون از خدایان تاریکی درخواست جاودانگی میکنه، اما بهایی سنگین میپردازه: هیچکس او را به خاطر نمیسپارد.